الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

58

الغدير ( فارسي )

- 6 - ( مناشدهء امير المؤمنين عليه السلام در روز صفين سال 37 ) ابو صادق سليم بن قيس هلالى تابعى بزرگوار در كتاب خود ( 1 ) عنوان كرده كه : على عليه السّلام ( در صفين ) در ميان سپاهيان خود و گروهى از مردم و كسانى كه

--> ( 1 ) كتاب سليم از اصول مشهور و متداول در زمانهاى پيشين بوده و در نظر ارباب حديث از عامه و خاصه و اصحاب تاريخ مورد اعتماد بوده است ، ابن نديم در « الفهرست » صفحه 307 گويد : چون هنگام وفات سليم شد به ابان ( بن ابى عياش ) گفت : براى تو بر ذمهء من حقى است و اكنون مرگ من در رسيده اى برادر زادهء من ، آنگاه از جريان امر رسول خدا ( ص ) بياناتى به او كرد و كتاب خود را به او تسليم نمود و همان كتاب سليم بن قيس هلالى است . تا آنجا كه گويد : و اولين كتابيكه براى شيعه آشكار شد كتاب سليم است . و در « تنبيه الاشراف » مسعودى صفحه 198 چنين مذكور است كه قطعيه ( طايفهء كه قطع دارند ) بامامت و دوازده امامى هستند آنها كه اساس گفتارشان در منحصر ساختن امامان بعدد ( دوازده ) بحسب دلائل و مطالبى است كه سليم بن قيس هلالى در كتابش ذكر كرده ، و سبكى در « محاسن الرسائل فى معرفة الاوائل » گويد : همانا اولين كتابى كه براى شيعه تصنيف شد كتاب سليم است . ( بر حسب قواعد عربى ) حرف لام در كلام ابن نديم و سبكى براى منفعت است بنابر اين مفاد سخن انها اين است كه ( دانشمندان ) به آن استدلال ميكرده‌اند و نه تنها شيعه بمندرجات آن قانع و معتقد ست بلكه با ارباب جدل و عناد بوسيله اين كتاب مخاصمه و نبرد ميكردند تا اينكه خصم ناچار قانع ميشد به آنچه در آن مذكور است بواسطه اعتمادى كه بامانت سليم در نقل حديث داشته‌اند سخن مسعودى هم همين معنى را مىرساند چه آنكه احتجاج و استدلال اماميه اثنى عشريه را در حصر عدد بكتاب مزبور و مندرجات آن اسناد داده و بديهى است كه صرف قانع شدن در زمانهائى كه احتجاج و مجادله در نهايت شدت وجود داشته كافى و مفيد نيست و به همين دليل تعداد زيادى از بزرگان عامه بكتاب مزبور اسناد داده و از آن روايت نموده‌اند و از جمله آنها است حاكم حسكانى ( شرح حال او در ج 1 ص 184 گذشت ) در « شواهد التنزيل بقواعد التفضيل » و حموينى ( شرح حالش در ج 1 ص 200 مذكور شد ) در « فرايد السمطين » و سيد بن شهاب همدانى ( مذكور در ج 1 صفحه 205 ) در « مودة القربى » و قندوزى حنفى ( شرح حالش در ج 1 ص 235 ذكر شده ) در « ينابيع الموده » و غيرهم و ما در پيرامون اين كتاب سخنان نورانى در رساله جداگانه عنوان نموده‌ايم و آنچه در اينجا ذكر شد براى اينست كه دانسته شود باينكه اعتماد بر اين كتاب امرى است كه هر دو فرقه عامه و خاصه در آن متفق و متحدند و همين معنى ما را وادار نموده كه در اين كتاب خود از آن نقل نموده‌ايم .